مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
837
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
نسخ ضمنى جايگزين كردن حكمى ديگر بدون اشاره به حكم سابق نسخ ضمنى ، مقابل نسخ صريح بوده و به اين معنا است كه شارع بدون اشاره به حكم سابق ، حكم ديگرى را به جاى آن وضع مىنمايد ؛ براى مثال ؛ در آيه : وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً ، « 1 » بدون اشاره به حكم سابق ، كه عده وفات را يك سال كامل تعيين كرده بود ، حكم ديگرى صادر فرموده و آن را چهار ماه و ده روز قرار داده است . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 179 . زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 240 . رشاد ، محمد ، اصول فقه ، ص 184 . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 61 . نسخ فحوى خطاب ر . ك : نسخ مفهوم نسخ قرآن نسخ حكمى قرآنى ، با دليل معتبر شرعى نسخ قرآن ، به معناى نسخ حكمى از قرآن به وسيله دليل شرعى معتبر مىباشد ، مانند : نسخ حكم صدقه پيش از نجواى با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله . عدم نسخ همه قرآن ، مورد اتفاق علماى اسلام مىباشد ، اما در مورد نسخ بعضى از آيات قرآن ، در ميان علماى اسلام اختلاف وجود دارد ، هرچند بيشتر آنها به امكان و وقوع آن معتقد مىباشند و در اين باره به آياتى از قرآن كريم استدلال نمودهاند ، از جمله : ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها ؛ هر حكمى را كه نسخ مىكنيم يا آن را از يادها مىبريم ، بهتر از آن يا مانند آن را مىآوريم » . « 1 * » همچنين از آيه يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ ؛ « 2 » نيز امكان و جواز نسخ قرآن استفاده مىشود . البته در اين باره به رواياتى نيز استناد شده است ، از جمله روايتى از امير المؤمنين عليه السّلام كه آن حضرت از شخصى كه عهدهدار امر قضاوت بوده است سؤال مىنمايد : « أ تعرف الناسخ و المنسوخ ؟ قال : لا ، قال : هلكت و اهلكت ؛ آيا تو ناسخ و منسوخ قرآن را مىشناسى ؟ گفت : خير ، حضرت فرمود : هم خودت هلاك شدى و هم ديگران را به هلاكت انداختى » . منكران وجود نسخ در قرآن نيز به ادلهاى تمسك نمودهاند ، از جمله آيه شريفه : لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ . « 3 » زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 964 . فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 3 ، ص 339 . عزيز برزنجى ، عبد اللطيف عبد الله ، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية ، ج 1 ، ص 311 . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 55 . محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 170 . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 182 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 54 . نسخ قرآن به خبر آحاد ر . ك : نسخ قرآن به خبر واحد نسخ قرآن به خبر واحد نسخ حكمى قرآنى به وسيله خبر واحد نسخ قرآن به خبر واحد ، مقابل نسخ قرآن به سنت متواتر بود . و عبارت است از نسخ حكمى از احكام قرآن كريم به وسيله خبر واحدى از معصومين عليهم السّلام . بيشتر علماى اسلام ، نسخ قرآن كريم را به خبر واحد جايز نمىدانند ، زيرا هرچند هر دو الهام گرفته از وحى مىباشد ، ولى قرآن كريم « مقطوع السند » و خبر واحد « ظنى السند » است . برخى از علماى اهل سنت مانند « غزالى » به جواز آن معتقد هستند ، و وقوع آن را در نسخ بخشى از آيه وصيت كه شامل وصيت براى والدين و اقرباء نيز مىشود به حديث نقل شده از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مبنى بر « الا لا وصية لوارث » قبول دارند . يكى از دلايل معتقدان به عدم جواز تخصيص كتاب به خبر واحد مقايسه تخصيص با نسخ است ؛ به اين صورت كه نسخ هم شاخهاى از تخصيص است ، با اين فرق كه نسخ در مورد زمان ، و تخصيص در مورد افراد مطرح مىشود ، و چون مسلّم است كه نسخ كتاب به خبر واحد جايز نيست پس ملاك آن در تخصيص هم وجود دارد . اصولىها در پاسخ گفتهاند كه اولا : در باب نسخ ، اجماع وجود دارد كه نسخ كتاب با خبر واحد جايز نيست ؛ ثانيا : عقل ، نسخ قرآنى را كه به عنوان معجزه جاودانه رسول خدا تا روز قيامت باقى است و آياتش آنقدر استحكام دارد كه بايد با تواتر ثابت شود ، جايز نمىداند . « 1 - » ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 183 . عزيز برزنجى ، عبد اللطيف عبد الله ، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية ، جزء 1 ، ص 328 . مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 192 . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 971 . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 247 . فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 3 ، ص 334 . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 2 ، ص 96 .
--> ( 1 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 234 . ( 1 * ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 106 . ( 2 ) . رعد ( 13 ) ، آيه 39 . ( 3 ) . فصلت ( 41 ) ، آيه 42 . ( 1 - ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 8 ، ص 531 .